چهارگوشی
مترادفها
چهارگانه، مستطیل، مربع
فرهنگ عمید
۱. نوعی صراحی چهار پهلو.
۲. سبویی که چهار دسته داشته باشد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) صراحی و سبویی که چهار دسته داشته باشد.
ویکی واژه
چهار+گوشی ‹چارگوشی› [قدیمی]
نوعی صراحی چهارپهلو.
سبویی که چهار دسته داشته باشد.
جمله سازی با چهارگوشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنای اصلی بقعه از سنگ و گچ ساخته شده و تاقهای آن آجری است. از سبک و وضع بنا برمی آید که هسته اصلی آن در دوره ساسانی ساخته شده باشد و در سدهٔ چهارم (عهد آل بویه) از آن برای آرامگاه استفاده شده و قسمتهایی به آن افزودهاند. این بقعه مشتمل بر حرم کوچک چهارگوشی است با ابعادی در حدود ۲۵ر۳متر. مدخل اصلی حرم رو به مشرق و دارای سردری است متعلق به روزگار صفوی، اما گنبد کاشیکاری و برخی گچبریها و تزیینات آن از آثار دوره قاجار است.