لغت نامه دهخدا
چلچل. [ چ ِ چ ِ ] ( ص ) خال خال. گل باقلی. قورباغه ای. با خالهای سپید و سیاه یا کبود و سیاه چون هندوانه چلچل یا مرغ چلچل و غیره. ابلق، که گلهای درشت به غیر رنگ زمینه دارد.
چلچل. [ چ ِ چ ِ ] ( ص ) خال خال. گل باقلی. قورباغه ای. با خالهای سپید و سیاه یا کبود و سیاه چون هندوانه چلچل یا مرغ چلچل و غیره. ابلق، که گلهای درشت به غیر رنگ زمینه دارد.
( صفت ) خال خال دارای خالهای سپید و سیاه یا کبود و سیاه.
گل باقلی. قورباغه ای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چل چله بنشست صوفی، ره نیافت چلچله بهتر بود زان چل چله
💡 بنایی برآورده در چل چله نگونسار سازد به یک زلزله
💡 زیب ندارد مگر بعشق جهانسوز خلوت اسرار اگر چه چل چله باشد