چاپخانه
مترادفها
مطبعة، چاپخانه
لغت نامه دهخدا
چاپخانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) مطبعه. دارالطباعه. باسمه خانه. نام فارسی مطبعه و آن محلی است که کتابها را در آن چاپ میکنند. ( لغات نو فرهنگستان ). رجوع به چاپ شود.
فرهنگ معین
(نِ ) [ هند - فا. ] (اِمر. ) محل چاپ کردن، جای چاپ کردن، مطبعه.
فرهنگ عمید
جای چاپ کردن اوراق و کتب، محلی با ماشین چاپ و دستگاه های حروف چینی برای چاپ کردن روزنامه و سایر اوراق، مطبعه.
فرهنگ فارسی
( اسم ) محل چاپ کردن جای چاپ کردن مطبعه.
دارالطباعه ٠ باسمه خانه ٠ نام فارسی مطبعه و آن محلی است که کتابها را در آن چاپ میکنند ٠
دانشنامه عمومی
کارگاهی است که در آن کارهای چاپی ( مانند چاپ کتاب، ژورنال و مانند آن ) بر روی کاغذ و چیزهای دیگر انجام می شود. محلی که چاپ کتاب، نشریات و جز آن در آنجا انجام میگیرد. شخصی که مسئول چاپ کتاب و نظایر آن باشد چاپچی نامیده می شود. این شخص با ناشر یا کتابفروش فرق دارد. در کتابهای قدیمی اهمیت فوق العاده ای داشت. در فهرست نویسی کتابهای کمیاب نام چاپچی در وضعیت نشر می آید.
• کتاب
• کتابچه
• مجله ( ژورنال )
• روزنامه
• بروشور ( کاتالوگ )
ویکی واژه
litografia
tipografia
جمله سازی با چاپخانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاوه بر مسئولیتهای او به عنوان رئیس دارالفنون و وزیر علوم، در بازههای زمانی مختلف وی عهدهدار مسئولیتهای دیگری چون خدمت در وزارت صنایع و بازرگانی، معدن، تلگراف، چاپخانه دولتی و فرمانداری ملایر و تویسرکان نیز بودهاست.
💡 چاپ دوم آن در سالهای ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ ق و توسط چاپخانهٔ حیدریه در تهران بودهاست.
💡 موفقیتهای انتشاراتیاش باعث شد تا در ۱۸۵۶چاپخانه هوربری در ریددارهولمن را خریداری کند.