واژه «پیکانه» در زبان فارسی به معنای نوک تیز و فلزی تیر یا نیزه است که بهعنوان بخش اصلی نفوذکننده در سلاحهای پرتابی شناخته میشود و نقش تعیینکنندهای در کارایی آن دارد. این واژه از نظر معنایی با «پیکان» مترادف است، اما گاه بهصورت مصغر یا با بار معنایی خاصتری به کار میرود که بر ظرافت یا کوچکی آن دلالت دارد. در متون کهن فارسی، پیکانه بهعنوان جزئی از ابزارهای جنگی مطرح بوده و نشاندهنده اهمیت فناوریهای ابتدایی در ساخت سلاحها است. از نظر ساختاری، پیکانه معمولاً از فلز ساخته میشده تا قدرت نفوذ بیشتری در هدف ایجاد کند. در فرهنگهای لغت، این واژه بهطور مشخص به نوک برنده و تیز اشاره دارد که عامل اصلی اصابت و تأثیرگذاری تیر محسوب میشود. علاوه بر کاربرد سنتی، در زبان امروزی «پیکانه» گاه در حوزههای فنی و رایانهای نیز بهصورت استعاری به معنای نشانگر جهت یا فلش (Arrow) به کار میرود. این تحول معنایی نشاندهنده گسترش کاربرد واژهها در زمینههای جدید علمی و تکنولوژیک است. از دیدگاه زبانشناسی، این کلمه نمونهای از واژگانی است که هم در بافت تاریخی و هم در کاربرد مدرن حضور دارد. همچنین این واژه میتواند در متون ادبی بهصورت نمادین برای اشاره به تیزی، دقت یا جهتگیری مورد استفاده قرار گیرد.
پیکانه
لغت نامه دهخدا
پیکانه. [ پ َ / پ ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) پیکان. ( فرهنگ نظام ).
فرهنگ عمید
= پیکان
فرهنگ فارسی
( اسم ) پیکان
فرهنگستان زبان و ادب
{arrow , flèche (fr. )} [عمومی] نشانه ای برای مشخص کردن جهت که در متن چاپی ارجاع را می رساند
ویکی واژه
نشانههای برای مشخص کردن جهت که در متن چاپی ارجاع را میرساند.
تاق بندی
تاقچه بندی