پیماینده

لغت نامه دهخدا

پیماینده. [ پ َ / پ ِ ما ی َ دَ / دِ ] ( نف ) که پیماید. که طی کند: هرگاه که اندازه ای دیگر اندازه ها را بپیماید بارها و او را سپری کند چنانک چیزی نماند، آن پیماینده را جذر خوانند. ( التفهیم ). || که آشامد و نوشد ( شراب و جز آن را ). || که اندازه گیرد. که سنجد. کیّال. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(پِ یَ دِ ) (ص فا. ) ۱ - وزن کننده. ۲ - نوشنده، آشامنده.

فرهنگ عمید

۱. اندازه گیرنده.
۲. وزن کننده، پیمانه کننده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- آنکه پیماید آنچه اندازه گیرد. ۲- آنکه آشامدنوشنده ( شراب و مانند آن ). ۳- عاد:هرگاه که اندازه ای دیگر اندازه ها را بپیماید بارها او را سپری کند چنانکه چیزی نماند آن پیماینده را جذر خواند.

ویکی واژه

وزن کننده.
نوشنده، آشامنده.

جمله سازی با پیماینده

💡 و موحدان (که) گفتند: همه موجودات آفریده خدای است، به دو گروه شدند اندر این سوال. گروهی گفتند: خدای مر عالم را به خواست خویش آفرید و ما را باخواست خدای کار نیست، و این گروه حشویات امت اند که مر جهل را علم نام نهاده اند و بر آن ایستاده و کار دین به غلبه کنند. و دیگر گروه از موحدان که جویندگان حقایق اند، گفتند که چو عالم (نبود) زمان نبود، از بهر آنکه زمان خود حرکت فلک است و چو فلک نبود، حرکت نبود و چو حرکت نبود، زمان نبود. پس گفتند که خدای تعالی مر عالم را پیش از آنکه آفرید چرا نیافرید، گفتار بی معنی است، از بهرآنکه پیش از آن زمان نبود. و خداوند کتاب محصول و جز او کسان (که) مر زمان را جوهر گفتند، جواب این گروه (بدان) بدادند که گفتند: اگر حرکت نباشد، زمان نبوده باشد و حرکت جسمی پیماینده زمان است نه موجودکننده زمان است، چنانکه (پنگان) ساعت مر زمان روز را همی پیماید به حرکت خویش، نه مر زمان روز را همی موجود کند، پس هم چنین فلک به حرکت خویش مر دهر ناپیموده را همی پیماید، نه همی زمان را موجود کند.

گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز