پیدایش. [پ َ / پ ِ ی ِ ] ( اِمص ) اسم از پیدا شدن. و از آن مشتقی نیست. اسم مصدر از پیدا شدن. عمل پیدا شدن. ظهور. تکون. تکوین. || سِفْر پیدایش؛ سِفْر تکوین. ( تورات ) «یعنی کتاب موجود شدن و یا خلقت ممکنات. نخستین کتابی است از کتب عهد عتیق و اسم عبری این کتاب بر شیث است یعنی در ابتدا و همان است اول لفظی که آن کتاب بدان شروع میشود...». ( قاموس کتاب مقدس ).
(پَ یِ ) (اِمص. ) ۱ - ظهور، پدیدار گشتن. ۲ - خلقت، آفرینش.
۱. آشکار شدن، پدیدار گشتن، پیدایی.
۲. خلقت، هستی، وجود.
پیداشدن ساخته شده، پدیدارشدن، پیدایی، خلقت
( اسم ) ۱ - ظهور تکون پیدایی. ۲- ایجاد بوجود آمدن: او را ( طرغلودیس را ) در ریزانیدن سنگ مثانه و باز داشتن از پیدایش سنگ خاصیتی شگفت است. یا سفر پیدایش. سفر تکوین ( از تورات ). توضیح در قدیم پیدایی بعنوان حاصل مصدر استعمال میشد و پیدایش یکی از موارد استثنایی است که اسم مصدر شینی از غیر فعل مشتق شده.
ظهور، پدیدار گشتن.
خلقت، آفرینش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آسمان وهم ست از برجیس و کیوانش مگوی نقش ما هیچ ست بر پنهان و پیدایش مپیچ
💡 بی نشان شد جان کدامین جان که گنجی داشت او گاه پیدایش نهاد و گاه پنهان برگرفت
💡 قناعت کردهام چون عشق از آیینهٔ امکان به آن مقدار تمثالیکه نتوانکرد پیدایش
💡 با خیال از وصل قانع شو که آن حسن لطیف می شود پوشیده تر چندان که پیدایش کنند
💡 چو صبح این گرد موهومی که در بار نفس داری پر افشانست ناپیدایی از پرواز پیدایش