پید
این کلمه در زبان فارسی دارای چند معنی است که بیشتر در متون قدیمی و ادبی به کار رفته است:
بیفایده و بیارزش: در متون لغوی و فرهنگی، «پید» به چیزی گفته میشود که هیچ فایده یا ارزشی ندارد و بیهوده است. این کاربرد در متون ادبی برای توصیف اشیاء، کارها یا تلاشهای بیثمر به کار رفته است.
تَرَت و مَرَت / تار و مار: «پید» همچنین به معنای ویران، پراکنده و بینظم است؛ یعنی چیزی که به هم ریخته، نابود یا متلاشی شده باشد. این کاربرد معمولاً برای توصیف اشیاء آسیبدیده، صحنههای جنگ یا خرابیها استفاده میشود.
هر چیزی که از تف آتش زرد و ضایع شده باشد: در فرهنگهای کهن، «پید» به اشیائی که در آتش آسیب دیده یا نزدیک به سوختن هستند نیز گفته میشده است. این معنا بیشتر در متون مذهبی و توصیفی آتش و عذابها مشاهده میشود.
لغت نامه دهخدا
پید. ( ص ) ترت و مرت. تار و مار. ( برهان ) ( آنندراج ). || بیفایده. || هرچه از تف آتش زرد و ضایع شده باشد. ( برهان ). هر چیزی که از تف آتش زرد شود و نزدیک به سوختن باشد.
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - بی فایده، بی ارزش. ۲ - تار و مار.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- بیفایده بی ارزش. ۲- ترت و مرتتار و مار.۳-هر چه از تف آتش زرد و ضایع شود: و هم فیها کالحون: و ایشان در ان آتش ترش رویان باشند از بهر آنک لبهاشان بر جسته باشد و دندانها پیذ آمده.
ویکی واژه
بی فایده، بی ارزش.
تار و مار.
جمله سازی با پید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو شیشه دل، ندهی تن به سختی ایام وگرنه لعل ز کوه و کمر شود پیدا