«پی سپردن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که دو معنای اصلی «پایمال کردن» و «عبور کردن» دارد و بیشتر در متون کهن و ادبی دیده میشود. در معنای نخست، این عبارت به معنی زیر پا گذاشتن، بیارزش شمردن یا نابود کردن چیزی است، بهگونهای که گویی آن را لگدمال کردهاند. در این کاربرد، «پی» به معنای پا است و «سپردن» در کنار آن حالتی از واگذاری به زیر پا را میرساند. در معنای دوم، «پی سپردن» به معنی رفتن، گذشتن یا عبور کردن از جایی یا چیزی است و بیشتر در اشعار قدیمی به کار رفته است. این واژه در شاهنامه و دیگر آثار ادبی برای توصیف حرکت، گذر یا حتی بیاعتنایی به چیزی استفاده شده است. بسته به جمله، میتواند معنایی نزدیک به «نادیده گرفتن» نیز داشته باشد، بهویژه زمانی که چیزی عمداً پایمال میشود. کاربرد این واژه امروز کمتر رایج است و بیشتر در متون کلاسیک یا سبکهای ادبی دیده میشود. «پی سپردن» نمونهای از واژههای کهن فارسی است که هم بار تصویری دارد و هم معنای عمیق. در مجموع، این عبارت به معنای عبور کردن یا پایمال کردن است و معنای دقیق آن به بافت جمله بستگی دارد.
پی سپردن
لغت نامه دهخدا
پی سپردن. [ پ َ / پ ِ س ِ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) پایمال کردن. ( آنندراج ). || رفتن:
چه چاره ست تا این ز من بگذرد
پی ام اختر بد مگر نسپرد.فردوسی.به شخّی که کرگس بدو نگذرد
برو گور و نخچیر پی نسپرد.فردوسی.کافر کشته بهم برنهی و تابه تبت
بسم باره بکافور همی پی سپری.فرخی.
فرهنگ معین
( ~. س ِ پَ دَ )(مص م. ) ۱ - پایمال کردن. ۲ - عبور کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱-پایمال کردنزیر پا گذاشتن. ۲- رفتن عبور کردن: بخشی که کرگس بدون گذرد برو گور و نخچیر پی نسپرد. ( فردوسی ) یا به پی سپردن چیزی را. زیر پا گذاشتن آنرا: و اگر بگذری زین سخن نگذرم سر و تخت و تاجت به پی بسپرم. ( شا. بخ ۱۸۲۴: ۷ )
ویکی واژه
پایمال کردن.
عبور کردن.
جمله سازی با پی سپردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دریغ آن پی سپردن نرم نرمش دریغ آن سر به جیب از فرط شرمش