پوشال. ( اِ مرکب ) ( از پوچ یا پوک یا پوش + آل حرف نسبت ) چیزهای سبک و میان تهی و هیچکاره چون تراشه و رندیده چوب و خرده نجاری. الیاف و ساقه های برخی رستنی ها چون برنج و جز آن. پوچال. رندش. || پر و پوشال، از اتباع است بمعنی آنچه از مرغ بجای ماند بعد از اوریدکردن آن از پر و چینه دان و امعاء دور افکندنی آن.
(اِمر. ) ۱ - تراشة چوب. ۲ - ساقة نازک بعضی گیاهان مانند: برنج، نی.
۱. گیاه خشک.
۲. تراشۀ چوب.
۳. ساقه های نازک نی و جگن و گیاه های دیگر.
گیاه خشک، تراشه چوب، ساقه های نازک نی وجگن
( اسم ) ۱- چیزهای سبک و میان تهی مانند تراشه و رندید. چوب و خرد. نجاری. ۲ - الیاف وساقه ای برخی رستنیها مانند برنج. یا پر و پوشال. آنچه از مرغ بجای ماند بعد از اورید کردن از پر و چینه دان و امعائ دور افکندنی آن و.
پوشال (جمع پوشالها)
چیزیکه باهاش روی چیزی را میپوشند.
تراشه/خرده چوب یا ساقه نازک بعضی گیاهان مانند: برنج و نی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه دادخواهی از این دادخواهِ پوشالی ز شاهِ کشورِ جم جایگاهِ پوشالی
💡 پوشال جمع کردنش و رُفتن از نُوَش گاهدان یئنوب، کوْلشلری کوْرردی
💡 بیهقی از عباده روایت میکند که: «انصار مالی را گرد آورده به حضور محمد آوردند و پیشنهادند که مسجد را بازساخته بیارایند، و گفتند تا کَی باید زیر این سقف که پوشال خرما است، نماز بگزاریم؟». محمد گفت: «سقف مسجد برادرم موسی نیز همچنین بود و من از روشش برنمیگردم».
💡 به جای تاجِ کیانی و تختِ جم مانده است حصیرِ پاره به جا و کلاهِ پوشالی
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشته است، میتوان به خانه پوشالی اشاره نمود.