پلیسی
مترادفها
انتظامی
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به پلیس: داستان پلیسی.
ویکی واژه
poliziesco
جمله سازی با پلیسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این رمان بر اساس زندگی آل کاپون نگاشته شده و فیلم صورتزخمی (۱۹۳۲) به کارگردانی هاوارد هاکس و تهیهکنندگی هوارد هیوز بر مبنای آن ساخته شدهاست. در سال ۱۹۸۳ اقتباسی مدرن از فیلم ۱۹۳۲ با همان نام ساخته شد. تنها اثر مهم دیگر تریل رمان پلیسی مهمان سیزدهم است گرچه گمان میرود کونز برای نویسندگی از نامهای مستعار مختلفی استفاده کرده باشد.
💡 آوازهای ننه آرسو فیلمنامهای پلیسی و جنایی از بهرام بیضایی است از سالِ ۱۳۷۳. فیلمِ سایه به سایه را سالِ ۱۳۷۴ بر اساسِ این فیلمنامه نوشته و ساختهاند.
💡 میلار و گوک در اوایل کار موفقیتهای خوبی داشتند و توانستند داستان مانگو (در مورد پلیسی بود که به حیوانات آلرژی داشت) را به نیو لاین سینما طی قراردادی به قیمت ۴۰۰ هزار دلار ارائه کنند.
💡 «دورکیم مردهاست» دربردارندة یک رمان پلیسی آمریکایی است. نقش اصلی را در این رمان، کارآگاه معروف شرلوک هلمز و همکارش دکتر جان واتسن به عهده دارند.
💡 پس از اعتراضات تبریز و یزد، علاوه بر اقدامات پلیسی، کوششهایی از طریق حزب رستاخیز صورت گرفت. یک «کمیته راهنمایی و اطلاعات» که هدف آن تشریح «توطئههایی» بود که از خارج هدایت میشود تا مملکت را نابود سازد و همچنین کمیته دیگری به نام «کمیته اقدام سراسری» در پایتخت و مراکز استانها شگل گرفت تا با اغتشاشات مبارزه نماید.
💡 نیروهای پلیسی در تمام نقاط شهر برای حفظ نظم و امنیت عمومی و جلوگیری از وقوع جرم در حال فعالیت شبانهروزی هستند.
💡 گزارشهای پلیسی نشان میدهند که افزایش نظارتهای دوربینهای مداربسته توانسته است نرخ وقوع برخی جرایم را در محلههای مسکونی کاهش دهد.
💡 در پی وقوع حادثه در مرکز شهر، تیمهای پلیسی بلافاصله وارد صحنه شدند تا جزئیات دقیق حادثه را بررسی و ثبت کنند.