پشت بام. [ پ ُ ت ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) غلطی است بمعنی بام و سطح در تداول عوام. بام به معنی سقف یعنی پوشش فوقانی اطاق است نه سطح ِ فوقانی این پوشش بنابراین پشت در معنی بالا و روی بکار رفته است.
پشت بام. [ پ ُ ] ( اِخ ) موضعی در شمال غربی شغان از نواحی غربی بجنورد.
(پُ ) (اِمر. ) (عا. ) استعمالی است به معنی بام و سطح بام.
( اسم ) استعمالی است بمعنی بام وسطح بام.
پشت بام (جاجرم). پشت بام روستایی در دهستان شوقان بخش جلگه شوقان شهرستان جاجرم استان خراسان شمالی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این مکان ۳۳۹ نفر ( ۱۱۲خانوار ) بوده است.
(عا.)
استعمالی است به معنی بام و سطح بام.
💡 به پشت بام آن لیلی جبین مهتاب مجنون سر کو باشد از زنجیرمویان سنبلستانی
💡 شمعم و یک پیرهن مهتاب فانوس من است می کنم روشن ز روی خانه پشت بام خویش
💡 پشت بام خانه اش سیلی زند مهتاب را هر که چون فانوس دارد زیر پیراهن چراغ
💡 نیست پشت بام اگر کوه گنابد از چه روی برف آنجا از شبیخون میکند نستیهنی
💡 در خانه یی که می رود آن یار سیدا چشمم ز پشت بام نگهبان چو روزن است