لغت نامه دهخدا
پسروار. [ پ ِ س َ ] ( ص مرکب ) مانند پسر. || ( اِ مرکب ) سهم پسری ( در ارث ).
پسروار. [ پ ِ س َ ] ( ص مرکب ) مانند پسر. || ( اِ مرکب ) سهم پسری ( در ارث ).
۱. پسرمانند، مانند پسر.
۲. (اسم ) (فقه ) آن مقدار از ارث که به پسر می رسد، سهم پسری.
( صفت ) ۱- مانند پسر. ۲- سهم پسری.
{tomboyish} [مطالعات زنان] داشتن خصوصیات و مشخصات ویژه ای که به طور سنتی برای یک دختر یا یک زن نامناسب است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پسروار خسرو همی داشتش زمانی به تیمار نگذاشتش