پسرعمه

لغت نامه دهخدا

پسرعمه. [ پ ِ س َ ع َ م م َ ] ( اِ مرکب ) پسر خواهر پدر. عمه زاده.

فرهنگ عمید

عمه زادۀ مذکر، پسرخواهرِ پدر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پسر خواهر پدر عمه زاده.

جمله سازی با پسرعمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خان ملک پسرعمه حسن مقدم و محسن مقدم بود.

💡 آتالاریک ۸ سال پس از بر تخت نشستنش در اکتبر ۵۳۴ درگذشت و پس از او مادرش شهبانوی ایتالیا شد. آمالاسونتا به منظور تحکیم موقعیت خود پسرعمه‌اش تئوداهاد را با عنوان پادشاه ایتالیا به فرمانروایی مشترک با خود رساند اما چندی بعد توسط او دستگیر و زندانی شد و در ۵۳۴ به قتل رسید.

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز