لغت نامه دهخدا
پس کوچه. [ پ َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) کوچه کوچکتری که به کوچه دیگر پیوسته است.
پس کوچه. [ پ َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) کوچه کوچکتری که به کوچه دیگر پیوسته است.
( ~. چِ ) (اِ. ) کوچه فرعی.
۱. کوچۀ کوچک.
۲. کوچۀ بن بست.
( اسم ) کوچ. کوچکتری که بکوچ. اصلی پیوسته است.
کوچه فرعی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن پس کوچه های پیش بسته که هرکس دیده پیشش پس نشسته
💡 شام از پس گرسنگی، مدتی مدید یک نیمه نان بخورده، پس کوچه در خفای
💡 لب خیرگیی می کند ار پیش ره آید ابروی گشادی ز پس کوچه تنگی
💡 فوت افسرده دلی چند ز پس کوچه خریم از پی مائده عشق به بازار شویم