لغت نامه دهخدا
پس شام. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) بمعنی سحور باشد و آن طعامی است که در ایام رمضان نزدیک به صبح خورند. ( برهان قاطع ). طعام سحری که بتازی سحور گویند. ( فرهنگ رشیدی ). چیزی که روزه گیران پیش از بامداد خورند.
پس شام. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) بمعنی سحور باشد و آن طعامی است که در ایام رمضان نزدیک به صبح خورند. ( برهان قاطع ). طعام سحری که بتازی سحور گویند. ( فرهنگ رشیدی ). چیزی که روزه گیران پیش از بامداد خورند.
( ~. ) (اِمر. ) سحری، غذای سحر.
( اسم ) چیزی که روزه گیران پیش از بامداد خورند طعام سحری سحور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و خلیفه الراضی برای اینکه از جانب فاطمیان احساس خطر میکرد برای حفاظت از مرکز خلافت، محمد را در سال ۳۲۳ به عنوان والی مصر و سپس شام برگزید و به او لقب اخشید داد. محمد در سال ۳۲۳–۳۳۴ هجری سلسله اخشیدیان را در قاهره تأسیس کرد.
💡 بیدم صبح وصالت در پس شام غمم سینه صد چاک من کی بیرخت دارد سرور؟!
💡 بال بگشود از پس شام سیه صبح سفید همچو سیمین شاهبازی از پی مشکین غراب
💡 عنبرینموی شبارکافورگون شدعیب نیست صبح روز پیری آید از پس شام شباب
💡 صد مصیبت کده در هر سخنم مدغم بود گریه و ناله پس شام و سحر باخته ام
💡 صبح محشر که گفت واعظ شهر از پس شام انتظار من است