پس دادن
مترادفها
بازگرداندن، استرداد
متضادها
گرفتن، دریافت کردن
لغت نامه دهخدا
پس دادن. [ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) بازدادن چیزی را که از کسی گرفته باشند. رد کردن چیزی گرفته از کسی را به او. خریده را بفروشنده بازگردانیدن و بهای داده را ستدن. ردّ. باز او دادن. وادادن. ( زوزنی ). استرداد. ( زوزنی ). || زهیدن. از برون سوی بیرون دادن به تراوش: این کوزه آب پس میدهد. این مشک نم پس میدهد. || خواندن متعلم درس فراگرفته را نزد مُعلم تا معلم داند که او آموخته است. درس را روان کرده به استاد خواندن. مقابل پیش دادن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- باز دادن چیزی را که از کسی گرفته اند. باو وا دادن استرداد. ۲- تراوش کردن زهیدن آب بیرون دادن: این کوزه آب پس میدهد. ۳- درس یاد گرفته را پیش استاد یادیگری باز خواندن: فلانی درس پس میدهد.
ویکی واژه
rendere
disdire
جمله سازی با پس دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و چون پس دادن معیوب و پذیرفتن سالم معامله ای است که پروردگار خود بندگانش را از آن نهی کرده است، و این کار شایسته ی بزرگواری حضرت باری نیست، از این رو راهی جز پذیرفتن مجموع نمی ماند که آن خود مراد است.
💡 بشار اسد رئیس جمهوری سوریه اعلام کرد: «پیام اسرائیل مبنی بر آمادگی آن کشور برای پس دادن بلندیهای جولان در برابر توافق صلح میان دو طرف را از طریق دولت ترکیه دریافت کردهاست. رادیو فردا
💡 پیشِ تیغ تو ز پس دادن جان ز این معنی سر فکندند که شرمندهٔ تقصیر شدند
💡 جت گاز یا جت مایع یک نوع نازل است که برای پس دادن گاز یا سیال در یک مسیر منسجم به وسیلهای دیگر یا محیط اطراف مورد استفاده قرار میگیرد. جتهای گاز اکثراً در اجاقهای گازی، باربیکیوها و چراغهای گازی (قبل از اختراع چراغ برقی) مورد استفاده قرار میگیرند؛ و یک کارکرد وسیع این نازلها در موتورهای دیزل است که در آنها سوخت گازوئیل از سوراخهایی با سرعت و فشار معین وارد سیلندر میشود.
💡 زان سپس دادند در ویرانه جا پرده پوشان حریم مصطفی