لغت نامه دهخدا
پروک. [ پ ِ ] ( فرانسوی، اِ ) کلاه گونه که از موی عاریه ساخته در مصر و ایران قدیم و اروپا بکار میبردند. پروک دو شو. کلاه موی. ( ذخیره خوارزمشاهی ). کلاه گیس.
پروک. [ پ ِ ] ( فرانسوی، اِ ) کلاه گونه که از موی عاریه ساخته در مصر و ایران قدیم و اروپا بکار میبردند. پروک دو شو. کلاه موی. ( ذخیره خوارزمشاهی ). کلاه گیس.
کلاه گونه که از موی عاریه ساخته در مصر و ایران قدیم و اروپا بکار می بردند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الکسی پروکوروروف (روسی: Алексе́й Алексе́евич Прокуро́ров؛ ۲۵ مارس ۱۹۶۴ – ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸) اسکیباز صحرانوردی اهل روسیه بود.
💡 در ۴۶ ق. م پرایتور و در سال بعد پروکنسولِ گالیا ترانسآلپینا شد، و توسط خودِ سزار برای سال ۴۳ ق. م به کنسولی منصوب شد.[یادداشت ۲]