پره زدن

لغت نامه دهخدا

پره زدن. [ پ َ رَ / رِ / پ َرْ رَ / رِ ] ( مص مرکب ) رجوع به پَرَه شود.

فرهنگ معین

(پَ رِ. زَ دَ ) (مص ل. ) حلقه زدن لشکر از سوار و پیاده گرد شکار.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گرداگرد گرفتن حلقه زدن دور کردن چنبر زدن دایره بستن پره کردن پره کشیدن پره داشتن پره بستن.

ویکی واژه

حلقه زدن لشکر از سوار و پیاده گرد شکار.

جمله سازی با پره زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرغ از آن پره برون رفت ندانست همی ز استواری که همی پره زدند آن لشکر

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز