پرسیده
مترادفها
سوال شده
متضادها
پاسخ داده، جواب داده
لغت نامه دهخدا
پرسیده. [ پ ِ دِ ] ( اِخ ) نامیست که جغرافیّون قدیم یونان به پارس میداده اند. ( قاموس الاعلام ج 2 ص 1497 ).
پرسیده. [ پ ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) مسئول. سؤال شده.
فرهنگ معین
(پُ دِ ) (ص مف. ) سؤال شده، مسئول.
فرهنگ عمید
پرسش شده، سؤال شده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) سوال شده مسئول.
مسوول سوال شده
ویکی واژه
سؤال شده، مسئول.
جمله سازی با پرسیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو خواهی شاه شد پرسیدهام من ز کشف احوال خلقان دیدهام من
💡 با آنکه بپرسیدن ما آمده، مردیم کآیا زکه پرسیده ره خانه ما را
💡 زان خط و زان نقطه نشان کس نداد جز الف، از هر که بپرسیدهام
💡 هر غریبی راکه او پرسیده حال کرده هر یادی به جز یاد وطن
💡 گفتم تو ما را دیدهای وز حال ما پرسیدهای پس چون ز ما رنجیدهای ما نیز هم بد نیستیم