پرسر
لغت نامه دهخدا
پرسر. [ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه رشت به آستارا میان ارده جان و باغی محله در 80000 گزی رشت.
پرسر. [ پْرُ / پ ِ س ِ ] ( فرانسوی، اِ ) نوعی از حشرات چهارباله، با دو بال فوقانی سخت که برای طیران متناسب نیست و گوشتخوار است از خانواده کارابیده در اروپای شرقی و آسیای صغیر.
فرهنگ فارسی
نوعی از حشرات چهار باله
جمله سازی با پرسر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرخیست پرستاره و ابریست پرسرشک آبیست بی تحرک و ناریست بی دخان
💡 این کشتی در سال ۱۹۲۰ به خدمت مسافربری برگشت و در یک سفر، ۲٬۴۰۳ مسافر حمل کرد. او به کشتیهای آراماس مجستیک (۱۹۱۴) و آر ام اس هومریک برای خدمت پرسرعت در سال ۱۹۲۲ ملحق شد.
💡 ز سهمش پرسرا م آمد به زنهار که از بهر خدا جانم نگهدار
💡 در ژوئن ۲۰۲۰، اسپیساکس برای صدور مجوز ارائه خدمات اینترنت پرسرعت استارلینک در کانادا درخواستی را به مقامات نظارتی کانادا ارائه کرد.
💡 شرکت اسانسیاف در سال ۱۹۳۸ با ملیسازی ۵ شرکت راهآهن فرانسوی راهاندازی شد و در حال حاضر مالک شبکهای از ۳۲٬۰۰۰ کیلومتر خطوط راهآهن، ۱٬۸۰۰ کیلومتر خطوط ریلی پرسرعت، ۱۴٬۵۰۰ کیلومتر خطوط راهآهن برقی و بیش از ۱۴٬۰۰۰ ترن در ۱۲۰ کشور جهان میباشد.