پرده بازی
مترادفها
پردهبازی، نمایش، بازیگری
متضادها
صراحت، حقیقت
لغت نامه دهخدا
پرده بازی. [ پ َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) مرادف شب بازی است. ( غیاث اللغات ).
فرهنگ معین
( ~. ) (اِمص. ) مکر، فریب.
فرهنگ عمید
خیمه شب بازی.
فرهنگ فارسی
لعبت بازی خیال بازی شب بازی خیمه شب بازی: ( ور بشاهی سر فرازی میکنی طفل راهی پرده بازی میکنی. ) ( عطار اسرار نامه )
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:سایه بازی
ویکی واژه
مکر، فریب.
جمله سازی با پرده بازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فلک چون کار سازیها نماید نخست از پرده بازیها نماید
💡 تو قدر خود نمیدانی که رازی در اینجا که تو عشق پرده بازی
💡 همی با تو در پرده بازی کند ز بیرون ترا بینیازی کند
💡 فلک چون کار سازی ها نماید نخست از پرده بازی ها نماید
💡 راه خود بر من کنون آسان بکن پرده بازی بیش از این چندین مکن
💡 برافکن پرده تا کی پرده بازی بخود عاشق شدی در پرده بازی