واژه «پربلا» در زبان فارسی به معنای کسی یا چیزی است که گرفتار بلاهای فراوان، سختیهای متعدد و مشکلات پیدرپی باشد. این واژه معمولاً برای توصیف حالتی به کار میرود که فرد یا موقعیتی در معرض رنجها، مصیبتها و دشواریهای زیاد قرار گرفته باشد و گویی بلاها به صورت مداوم بر او وارد میشوند. در کاربرد ادبی، «پربلا» میتواند برای بیان سرگذشت انسانهایی استفاده شود که زندگی آنها با آزمونها و گرفتاریهای سنگین همراه بوده است. این واژه همچنین گاهی برای توصیف مکان یا وضعیتی به کار میرود که آمیخته با حوادث ناگوار یا شرایط دشوار باشد. در متون کهن، پربلا بار معنایی احساسی و اندوهگین دارد و به نوعی شدت رنج و سختی را در ذهن مخاطب برجسته میکند. از نظر ساختاری، این واژه ترکیبی از «پر» به معنای سرشار و «بلا» به معنای مصیبت و گرفتاری است که در کنار هم مفهوم فراوانی بلا را میسازند. در زبان ادبی، استفاده از این واژه به منظور ایجاد تأثیر عاطفی و بیان شدت مصیبت رایج بوده است. پربلا بودن معمولاً به شرایطی اشاره دارد که در آن فرد یا موضوع از یک مشکل ساده فراتر رفته و با مجموعهای از سختیها روبهرو شده است. این واژه امروزه نیز در زبان فارسی قابل فهم است، هرچند بیشتر در متون ادبی و توصیفی به کار میرود. در نتیجه، این کلمه به معنای آکنده از رنج، مصیبت و مشکلات فراوان است که بیانگر شدت گرفتاری و دشواری در زندگی یا شرایط خاص میباشد.
پربلا
لغت نامه دهخدا
پربلا. [ پ ُ ب َ ] ( ص مرکب ) پرآسیب. پرآفت:
همی گفت کامشب شبی پربلاست
اگر نام گیریم از ایدر سزاست.فردوسی.
فرهنگ عمید
۱. پرآفت، پرآسیب.
۲. [قدیمی، مجاز] فتنه انگیز.
فرهنگ فارسی
( صفت ) پر آفت
جمله سازی با پربلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این زمین پربلا را نام دشت کربلاست ای دل بیدرد آه آسمان سوزت کجاست
💡 دو شیر و دو گرگست و یک اژدها که گیتی از ایشان شود پربلا
💡 از تو جهان پربلا همچو بهشت شد مرا تا چه شود ز لطف تو صورت آن جهان من
💡 قاسم چو ساز معرکه پربلا گرفت آن کس که داشت فکر عروسی، عزا گرفت
💡 وانگه پس از سه روز، در آن دشت پربلا بستند بار سوی مدینه، ز کربلا