پربلا

لغت نامه دهخدا

پربلا. [ پ ُ ب َ ] ( ص مرکب ) پرآسیب. پرآفت:
همی گفت کامشب شبی پربلاست
اگر نام گیریم از ایدر سزاست.فردوسی.

فرهنگ عمید

۱. پرآفت، پرآسیب.
۲. [قدیمی، مجاز] فتنه انگیز.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پر آفت

جمله سازی با پربلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این زمین پربلا را نام دشت کربلاست ای دل بی‌درد آه آسمان سوزت کجاست

💡 دو شیر و دو گرگست و یک اژدها که گیتی از ایشان شود پربلا

💡 از تو جهان پربلا همچو بهشت شد مرا تا چه شود ز لطف تو صورت آن جهان من

💡 قاسم چو ساز معرکه پربلا گرفت آن کس که داشت فکر عروسی، عزا گرفت

💡 وانگه پس از سه روز، در آن دشت پربلا بستند بار سوی مدینه، ز کربلا

💡 نماند اندر آن وادی پربلا ز پیر و جوان زنده یک تن به جا

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز