پدر سگ

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- آنکه پدرش سگ باشد و این دشنامی است برای کسان. ۲- چیز بسیاربد.

ویکی واژه

پدرسگ
(گفتگو): هنگام عصبانیت یا ناراحت بودن از کسی گفته می‌شود و می‌خواهند پدر او را به اندازه یک سگ پست و حقیر نشان دهند. پدرسگ تا دسته اسکناس‌ها را ندیده بود، می‌گفت: نه‌خیر نمی‌شود. «میرصادقی»

جمله سازی با پدر سگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نه تنها مرتعِ ما را چریدند پدر سگ صاحِبان بر سبزه ریدند

💡 مرا گویند اینها را به زن چه پدر سگ های بد مذهب به من چه

💡 آن پدر سگ نیست تاثیر جفاست که چنان حرمت نظر را سگ نماست

💡 امتحان ریاضی که امروز در مدرسه برگزار شد، به قدری سخت و دشوار بود که حتی دانش‌آموزان بسیار زرنگ هم با شرایط پدر سگ روبرو شدند.

💡 برای رسیدن به این جایگاه شغلی بالا، او باید سال‌ها با شرایط پدر سگ و سختی‌های بی‌امان محیط کار دست و پنجه نرم می‌کرد.

💡 مسیر کوهستانی که برای رسیدن به قله انتخاب کردیم، دارای شرایط پدر سگ بود و باعث شد تمام اعضای تیم خسته و بی‌جان شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران