پایمال کردن
مترادفها
لگدمال کردن، زیر پا گذاشتن، تحقیر کردن، له کردن
متضادها
احترام گذاشتن، تکریم کردن
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص م. ) زیر پا کردن، از بین بردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) زیر پا کردن از بین بردن له کردن اضمحلال انهدام.
ویکی واژه
زیر پا کردن، از بین بردن.
جمله سازی با پایمال کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قطع درختان، پایمال کردن بوتهها و آلوده کردن آب گناهی بزرگ بوده و مرتکب آن مشمول غضب خالق شاهلولاک قرار میگرفت، حتی بیم آن میرفت که چوب قطع شده از درختان شاهلولاک در خانه فرد به ماری خشمگین تبدیل شود یا کوه بر سر کسی که نوشیدنی حرام بنوشد سنگ بریزد. این اعتقادات صاف و بیپیرایه مردم سالها حافظ زیبائیها و دوام شکوه و عظمت شاه لولاک و پاسداشت طبیعت بینظیر آن بودهاست.
💡 برخی سیاستمداران برای رسیدن به اهداف شخصی خود، حاضرند با پایمال کردن اصول اخلاقی و قوانین مدنی، مسیرهای بسیار کوتاهتری را برای کسب قدرت دنبال کنند.
💡 تلاش برای پایمال کردن حقوق قانونی کارگران در محیطهای کاری غیررسمی، منجر به اعتراضات گسترده و ایجاد تنشهای اجتماعی در سطح شهر شده است.
💡 او با کلمات تند و گزنده خود سعی داشت اعتبار و شخصیت همکارش را در جلسه عمومی پایمال کند، اما این کار باعث بیزاری بقیه شد.