فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص م. ) زیر پا کردن، از بین بردن.
(کَ دَ ) (مص م. ) زیر پا کردن، از بین بردن.
( مصدر ) زیر پا کردن از بین بردن له کردن اضمحلال انهدام.
زیر پا کردن، از بین بردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قطع درختان، پایمال کردن بوتهها و آلوده کردن آب گناهی بزرگ بوده و مرتکب آن مشمول غضب خالق شاهلولاک قرار میگرفت، حتی بیم آن میرفت که چوب قطع شده از درختان شاهلولاک در خانه فرد به ماری خشمگین تبدیل شود یا کوه بر سر کسی که نوشیدنی حرام بنوشد سنگ بریزد. این اعتقادات صاف و بیپیرایه مردم سالها حافظ زیبائیها و دوام شکوه و عظمت شاه لولاک و پاسداشت طبیعت بینظیر آن بودهاست.