پایانی
مترادفها
انتهایی، آخر، خاتمهیافته
متضادها
ابتدایی، آغازین
لغت نامه دهخدا
پایانی. ( ص ) نهائی:
حجّت به نصیحت مسلمانی
گفتت سخنی درست و پایانی.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
( صفت ) نهایی انتهایی آخرین: ( حجت بنصیحت مسلمانی گفتت سخنی درست و پایانی. ) ( ناصر خسرو )
فرهنگستان زبان و ادب
[ورزش] ← مرحلۀ نهایی
ویکی واژه
finale
جمله سازی با پایانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سخن به قدر خود ار مختصر کنم شاید که نیست مدح ترا چون بقات پایانی
💡 معنی مدحت ندارد هیچ پایانی پدید این ز عجز ماست گر لفظی مکرر میشود
💡 نمیگفتی که: پایانیست هر موج بلایی را؟ چه توفان بلا بود اینکه پیدا نیست پایابش
💡 کوه جسمانی کز ایشان کندرو باشد سپهر باد پایانی کز ایشان باز پس ماند عقاب
💡 در ره عشقت که پایانی ندارد جادهاش هرکه واماند برای خویش منزل میشود
💡 در آخرین جلسه سال، مدیر عامل شرکت سخنرانی پایانی خود را در مورد چشمانداز آینده و اهداف استراتژیک انجام داد تا همه کارمندان با انگیزه کار کنند.
💡 این فیلم سینمایی با یک پایانبندی پایانی بسیار تکاندهنده و غیرمنتظره تمام شد که باعث شد تماشاگران تا مدتها درباره پیامهای آن گفتگو کنند.
💡 تصمیم پایانی شورای نظارت بر اجرای پروژهها، پس از بررسی دقیق تمام مستندات و گزارشهای فنی، به نفع اجرای طرح توسعه شهری اعلام شد.