ولادت. [ وِ دَ ] ( ع مص ) ولادة. زادن. وضع حمل کردن. زائیدن. ( غیاث اللغات ):
با مسیحی که به تعلیم ودود
در ولادت ناطق آمد در وجود.مولوی.زنان باردار ای مرد هشیار
اگر وقت ولادت مار زایند
از آن بهتر به نزدیک خردمند
که فرزندان ناهموار زایند.سعدی ( گلستان ).
ولادة. [وَل ْ لا دَ ] ( ع ص ) مبالغه است والده را، به معنی بسیار زاینده: صحبة فلان ولاّدة الخیر. ( اقرب الموارد ).
ولادة. [ وِ دَ ] ( ع مص ) وِلاد. اِلادة. لِدَة. مولد. زادن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). زاییدن. ( برهان ). وضع حمل کردن. ( اقرب الموارد ). ولادت. رجوع به ولادت شود.
(وِ دَ ) [ ع. ولادة ] (اِ. ) ۱ - زایش، زاییدگی. ۲ - زمان به دنیا آمدن.
۱. تولد، زاییده شدن.
۲. [قدیمی] زاییدن.
زاییدن، زایش، هنگام زاییده شدن
۱- (مصدر ) زاییدن (زن ). ۲- (اسم ) زایش. ۳- (اسم ) هنگام تولد زمان زاییده شدن. یا وقت ولادت. ۱- هنگام زاییدن: (( زنان بادار. ای مرد هشیار. اگر وقت ولادت مار زایند ) ) (( ازان بهتر بنزدیک خردمند که فرزندان ناهموار زایند. ) ) ( گلستان )
ولادة
زایش، زاییدگی.
زمان به دنیا آمدن.
💡 سال ولادتش ز صفایی طلب نمود گفتا دمید کوکبی از برج مشتری
💡 محمد به جهت ولادت علی در این سال، آن سال را به سنة الخیر و سنة البرکه (سال خیر و سال برکت) نامگذاری کرد.
💡 علت ولادت این شاعر و ادیب بزرگ لبنانی را در آمریکا، مسافرت تفریحی و زیارتی والدینش
💡 نه نیازت به ولادت نه به فرزندت حاجت تو جلیل الجبروتی تو نصیر الامرایی
💡 در مرگ و زندگانی خلق زمانه را هم زو بود ولادت و هم زو بود وفات
💡 گاه ولادت تو شد آثار بس پدید و آن جمله بر صحیفه ی عالم بود رقم