لغت نامه دهخدا
جرحانی. [ ] ( اِخ ) اسماعیل بن احمد مکنی به ابوسعید. از قدمای فقیهان و ادیبان و صالح و پرهیزگار بود. این دو بیت از اشعار اوست:
انی اذخرت لیوم ورد منیتی
عندالاله من الامور خطیراً
قولی به آن الهنا واحد
و نفیت عنه شریکه و نظیراً.( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ).