ول شدن

لغت نامه دهخدا

ول شدن. [ وِش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، آزاد شدن. رها شدن. || افتادن چیزی از دست. || سرگردان و ولگرد شدن. || سقوط کسی یا چیزی ( از بالا به پائین ). ( از فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ معین

(وِ. شُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - رها شدن. ۲ - افتادن چیزی از دست. ۳ - سقوط کس یا چیزی.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱- آزادشدن رهاشدن. ۲- افتادن چیزی از دست. ۳- سقوط کسی یا چیزی (از بالا یا پایین )

ویکی واژه

رها شدن.
افتادن چیزی از دست.
سقوط کس یا چیزی.

جمله سازی با ول شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرات تا پایان سال های حملهٔ شوروی به افغانستان ویرانی‌های زیادی را متحمل شد و تعداد زیادی از شهروندان آن کشته، زخمی یا معلول شدند.

💡 کم‌کم نقش‌های مهمتری به او محول شدند از جمله در شخص زیبا اثر کریستوف اونوره (در کنار ستارگان جوانی چون لئا سیدو، لویی گرل، گرگوار لوپرنس رانگه و …)

💡 در فصل ۲۰۱۴ آن‌ها در کنفراس خود اول شدند ولی در نیمه نهایی کنفراس بازی را واگذار کردند.

💡 -اختراع ماشین چاپ و در نتیجه متداول شدن کتاب که در آگاهی مردم تأثیر به سزایی داشت.

💡 نرد آمد و مشغول شدند آن دو ولی من در حیله که خوش دل شود این یک نفر از من

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز