لغت نامه دهخدا
وغیر. [ وَ ] ( ع ص ) گوشت برسنگ تفسان بریان کرده. || شیر به سنگ تفسان گرم کرده. || شیر جوشان و مطبوخ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
وغیر. [ وَ ] ( ع ص ) گوشت برسنگ تفسان بریان کرده. || شیر به سنگ تفسان گرم کرده. || شیر جوشان و مطبوخ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
گوشت بر سنگ تفسان بریان کرده شیر جوشان و مطبوخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در عرصه وجود چوغیر از تو هیچ نیست بهر خدا بگوی که کون و مکان کجاست
💡 استادان اردو ترک در بازسازی ارتش افغانستان نقش اساسی داشتند. نامهای نظامی ترکی در اردو افغانستان مروج شد: «قولاردو»، «قشله» (پادگان)، عسکری و لشکری، اردوگاه، «قره وانه» وغیره.
💡 با توغیری را چه حد محفل افروزی بود خواهم از غیرت که سر از شمع محفل برکنم
💡 این نیرو توسط قانون اساسی برای تحقق وظیفه حمایت و دفاع از کشور تعریف شدهاست. در حال حاضر بیش از ۵۵۰٬۰۰۰ نفر سرباز (اعم از افسر وغیر افسر) در این نیرو در حال انجام وظیفه هستند.
💡 و کارخانجات مختلفی در حوزههای صنایع غذایی، بهداشتی، تبدیلی، گرمایشی، سرمایشی، قطعهسازی وغیره.
💡 تو را که گفت مرا از نظر بیندازی روی بشهر غریبان وغیر بنوازی