وسائط

مترادف‌ها

واسطه‌ها، ابزارها، وسیله‌ها

لغت نامه دهخدا

وسائط. [ وَ ءِ ] ( ع اِ ) وسایط. ج ِ واسطة. به معنی وسیله ها مستعمل است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱- جمع وسیطه.توضیح در تداول فارسی جمع ((واسطه ) ) گرفته شود. ۲- اسبابی که بتعلق کردن آن بمراد رسند.

جمله سازی با وسائط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَیْنا قَبْضاً یَسِیراً هذا خطاب من اسقط عنه الرسوم و الوسائط.

💡 فارِس گوید توحید بیفکندن وسائط بود بوقت غلبۀ حال و باز آمدن با آن در وقت احکام و بدانستن که نیکوئی بنگرداند اقسام را از شقاوت و سعادت.

💡 در دنیای امروز، رسانه‌های دیجیتال به عنوان مهم‌ترین وسائط ارتباطی برای انتقال سریع اطلاعات و اخبار در سراسر جهان شناخته می‌شوند.

💡 فیلسوفان برای اثبات وجود حقایق برهانی، از مختلف وسائط منطقی و استدلالی جهت رسیدن به نتیجه نهایی و قطعی استفاده می‌کنند.

💡 استفاده از وسائط آموزشی متنوع می‌تواند باعث افزایش تمرکز دانش‌آموزان و بهبود کیفیت فرآیند یادگیری در محیط‌های آموزشی مدرن شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران