ودید
لغت نامه دهخدا
ودید. [ وَ ] ( ع ص ) ودود. دوست. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || دوستان. ( منتهی الارب ). اسم جمع است به معنی محبان و دوستان. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(وَ ) [ ع. ] (ص. ) دوست، دوست دارنده. ج. اوداء.
فرهنگ عمید
دوست، دوست دارنده.
فرهنگ فارسی
دوست، دوست دارنده
( صفت ) دوست دارنده جمع: اودائ.
ویکی واژه
دوست، دوست دارنده.
اوداء.
جمله سازی با ودید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نمایش آمدیم، نبودید، رفتیم در سال ۱۳۹۰ به کارگردانی رضا حداد بهروی صحنه رفت، که بعدتر بهصورت فیلم تئاتر نیز پخش شد.
💡 کم بود دودیده بهر عبرت مارا ز آن روی دودیده هم بر آن افزودند
💡 فراق را نمک ما دودیده کور کند که تا یکی کشد از هر طرف عصای فراق
💡 خلق جدید بشنید کوهی و زنده گردید چون دید او که یاران بار دیگر چودیدند
💡 از باشگاههایی که مودیدی در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال چارلتون اتلتیک، باشگاه فوتبال آرسنال و باشگاه فوتبال یوونتوس اشاره کرد،