وداد

وداد

کلمه‌ی «وداد» در زبان فارسی و عربی به معنای محبت، دوست داشتن عمیق، عشق و مهرورزی است و بیانگر احساسی پایدار و صمیمانه میان افراد می‌باشد. این واژه در متون ادبی، عرفانی و اخلاقی کاربرد گسترده‌ای دارد و نشان‌دهنده علاقه‌ای است که ریشه در دل و جان دارد و فراتر از محبت گذرا یا سطحی است. وداد می‌تواند در روابط انسانی، خانوادگی، دوستانه یا عاشقانه ظاهر شود و غالباً با وفاداری، همدلی و درک متقابل همراه است. در ادبیات کلاسیک فارسی و عربی، «وداد» به‌عنوان مفهومی والا و انسانی مطرح شده و فضیلتی اخلاقی به شمار می‌آید که افراد را به مهربانی، گذشت و ارتباط صمیمانه با دیگران تشویق می‌کند. از نظر معنایی، این واژه با مفاهیمی چون عشق، محبت، مهر، دلبستگی و دوستی عمیق هم‌خانواده است و نشان‌دهنده احساسی است که پیوندی مستحکم و پایدار میان افراد ایجاد می‌کند. در کاربردهای عرفانی و فلسفی، وداد گاهی نشانه‌ی محبت الهی یا عشق به کمال است و بیانگر گرایشی است که انسان را به سمت خوبی، همدلی و انسان‌دوستی سوق می‌دهد.

لغت نامه دهخدا

وداد. [ وَ ] ( ع مص ) وِداد. وُداد. دوست داشتن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر ). دوستی. محبت. مودت:
کم بودشان رقت و لطف و وداد
زآنکه حیوانی است غالب بر نهاد.مولوی.کارت این بوده ست از وقت ولاد
صید مردم کردن از دام وداد.مولوی.|| آرزو بردن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). آرزو داشتن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ود شود.
وداد. [ وِ ] ( ع مص )وَداد. وُداد. ود. ودادة. مودة. موددة. دوست داشتن.( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). با یکدیگردوستی داشتن. ( ترجمان علامه جرجانی، ترتیب عادل بن علی ). || ( اِمص ) دوستی. حب. مودت. ود. مهر.محبت. ( از یادداشت مؤلف ): ذات البین از صدق وداد به محض اتحاد رسید. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
وداد. [وُ ] ( ع مص ) وَداد. وِداد. ود. مودة. دوست داشتن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(وِ ) [ ع. ] (اِمص. ) دوستی، محبت.

فرهنگ عمید

دوستی، محبت.

فرهنگ فارسی

دوستی، دوست داشتن، دوستی، محبت
۱ -( مصدر ) دوست داشتن. ۲ - ( اسم ) دوستی محبت: نه بینی که پروان. شمع هرگز کهبرباطنش چیره گردد و دادی. ( سنائی )

فرهنگ اسم ها

اسم: وداد (پسر) (عربی) (تلفظ: vedād) (فارسی: وِداد) (انگلیسی: vedad)
معنی: دوستی، محبت

ویکی واژه

دوستی، محبت.

جمله سازی با وداد

💡 چون شنید او بارها آن ظلم وداد او تغافل کرد و داد کس نداد

💡 برم به شکوه مگر داد تو را از وداد به نزد دارای دین جهان رشد و صلاح

💡 ظلم و جور از طرز و طور و عدل ودادش ناپدید از وهم و بیرون از گمان شد

💡 بعدل وداد کردن در جهان تافت جهان از وی دم نوشیروان یافت

پرو یعنی چه؟
پرو یعنی چه؟
انقاذ یعنی چه؟
انقاذ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز