وحشی به معنای موجودات وحشی و غیر اهلی است که در طبیعت زندگی میکنند. این موجودات معمولاً به دلیل عدم سازگاری با محیط انسانی، رفتارهای غیرقابل پیشبینی و غریزی از خود نشان میدهند. ویژگیهای اصلی وحشها شامل قدرت بقا در شرایط دشوار، شکارگری و جمعآوری غذا به طور مستقل، و عدم وابستگی به انسانها برای زنده ماندن است. وحشی ها به حیواناتی اطلاق میشود که در طبیعت زندگی کرده و به طور طبیعی به وجود آمدهاند، در حالی که حیوانات اهلی تحت تأثیر انسانها و برای منفعتهای خاص پرورش یافتهاند. وحشها عموماً رفتارهای غریزی و مستقل دارند، در حالی که حیوانات اهلی به طور معمول به انسانها وابسته هستند و برای زندگی در کنار آنها تربیت شدهاند.
وحوش
لغت نامه دهخدا
وحوش. [ وُ] ( ع اِ ) ج ِ وحش، و وحش ج ِ وحشی است. ( السامی فی الاسامی ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جانوران صحرایی. ( غیاث اللغات ):
بسان چاه زمزم است چشم من
که کعبه وحوش شد سرای او.منوچهری به پرّی و به فرشته به حور و عین، و وحوش
به آدمی و به مرغ و به ماهی و به دواب.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 53 ).زو پلنگ و شیر ترسان همچو موش
زو شده پنهان به دشت و کُه وحوش.مولوی.پلنگی که گردن کشد بروحوش
به دام افتد از بهر خوردن چو موش.سعدی. || مردمان بیابانی و غولها. ( ناظم الاطباء ).
- خطوحوش؛ خط هیروگلیف. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
(وُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ. وحش.
فرهنگ عمید
= وحش
فرهنگ فارسی
جمع وحش
( اسم ) جمع وحش جانوران دشتی وکوهی: و بعد از سه شبانه روز اطراف جرگه بهم پیوسته انواع واصناف چرندگان از و حوش و سباع و سایر جانوران چندان جمع آید.
ویکی واژه
جِ. وحش.
جمله سازی با وحوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو دیو و پری مطیع تو اند بر زمین و هوا وحوش و طیور
💡 کف او ضامن ارزاق وحوشست و طیور در او قبلهٔ ارکان بلادست و دیار