وحشیگری

لغت نامه دهخدا

وحشیگری. [ وَ گ َ ] ( حامص مرکب ) بربریت. توحش.

فرهنگ فارسی

وحشی بودن توحش مقابل تمدن.

ویکی واژه

vandalismo

جمله سازی با وحشیگری

💡 گیفمن در مورد تروریسم بنیادگراها در قرن بیستم و بیست و یکم، با تأکید بر الگوهای روانشناختی خشونت سیاسی از طریق تجزیه و تحلیل تطبیقی و نسبی، تحقیق کرده و می‌نویسد. به عنوان روان‌شناس تاریخی، او بر انگیزه رفتار افراطی و همچنین تأثیر وحشیگری سازمان یافته در زندگی روزمره و شرایط عاطفی غیرنظامیان در مناطق تحت تأثیر تروریسم متمرکز بوده‌است.

💡 جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران به سلسلهٔ اقداماتی اطلاق می‌شود که در آن معترضان به حجاب اجباری، وحشیگری نیروی انتظامی، ربودن مخالفان سیاسی و همچنین اعتراضات معیشتی و دیگر سیاست‌های نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی ایران و ناقض حقوق مدنی و سیاسی مردم ایران، خواهان برکناری و محاکمه رهبری و مسئولان حکومت به قدرت رسیده پس از انقلاب ۱۳۵۷ و سقوط نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.