وجیز

لغت نامه دهخدا

وجیز. [ وَ ] ( ع ص ) کوتاه از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || کلام و سخن کوتاه که به زودی فهم و درک گردد. ( دهار ) ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). گویند امر وجیز و کلام وجیز؛ یعنی خفیف و مقتصر. ( اقرب الموارد ). ملخص. مختصر. ( شرح نصاب ) ( غیاث اللغات ). موجز.( مهذب الاسماء ). کوتاه. ( شرح نصاب ) ( غیاث اللغات ).

فرهنگ معین

(وَ ) [ ع. ] (ص. ) مختصر، کوتاه.

فرهنگ فارسی

وجیزه، مختصر، کوتاه، کلام مختصرومفید
( صفت ) کوتاهاز هر چیزی و از سخن مختصر.
کوتاه از هر چیزی یا ملخص مختصر

ویکی واژه

مختصر، کوتاه.

جمله سازی با وجیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جان بسیطست و این سه علم بسیط تو فرو رفته در وجیز و وسیط

💡 اوجیزک یک غذای بسیار آسان و راحت است که اصالت آن به سیستان برمی گردد. اگرچه امروزه این غذا در نقاط دیگر ایران نیز پخت می‌شود.