وبگرد

مترادف‌ها

گشت‌وگذار در وب، جست‌وجو در اینترنت

فرهنگستان زبان و ادب

{surfer} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] عامل یا شخصی که به وب گَردی بپردازد

ویکی واژه

عامل یا شخصی که به وب‏گَردی بپردازد.

جمله سازی با وبگرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بیاد لطف تو ریزم سرشگ از دیده بسوی کشت خود این آب جوبگردانم

💡 اوبگرد شهر اندر سیر بود بر در یک خانهٔ بنشست زود

💡 بعد از چل و هفت سال عمر آخر روی از تو کدام سوبگردانم؟

💡 بسیاری از دانش‌آموزان برای انجام پروژه‌های درسی و تحقیق درباره موضوعات مختلف، ساعت‌ها به وبگردی و جستجو در سایت‌های علمی می‌پردازند.

💡 او ساعت‌ها وقت خود را صرف وبگرد در شبکه‌های اجتماعی می‌کرد و این موضوع باعث کاهش تمرکز او در هنگام مطالعه می‌شد.

💡 وبگرد کردن در سایت‌های خبری می‌تواند به شما کمک کند تا همیشه از آخرین اتفاقات و اخبار مهم در سطح جهان مطلع باشید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران