لغت نامه دهخدا
واگویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِمص مرکب ) بازگفتن حرف شنیده را. ( غیاث اللغات ). سخن شنیده را بازگفتن. ( ناظم الاطباء ). تکرار قولی. بازگو. تکرار سخنی.
واگویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِمص مرکب ) بازگفتن حرف شنیده را. ( غیاث اللغات ). سخن شنیده را بازگفتن. ( ناظم الاطباء ). تکرار قولی. بازگو. تکرار سخنی.
(یِ ) (اِمص. ) سخن شنیده را باز گفتن.
بازگو کردن، دوباره گفتن حرفی، سخن شنیده را باز گفتن.
* واگویه کردن: تکرار کردن سخن.
بازگوکردن، دوباره گفتن حرفی، سخن شنیده راگفتن
( اسم ) بازگفتن سخن شینده را تکرار گفته.
سخن شنیده را باز گفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتگوی اهل غفلت لایق واگویه نیست خواب مخمل کی بود شایان تعبیر کسی