لغت نامه دهخدا
واگذار. [ گ ُ] ( اِمص مرکب ) ترک. تسلیم. تفویض. ( ناظم الاطباء ).
- واگذار شدن؛ تفویض شدن. ( ناظم الاطباء ).
واگذار. [ گ ُ] ( اِمص مرکب ) ترک. تسلیم. تفویض. ( ناظم الاطباء ).
- واگذار شدن؛ تفویض شدن. ( ناظم الاطباء ).
تسلیم. تفویض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واعظ مباش غافل و محکم بگیر کار یعنی که واگذار بحق کار خویش را
💡 مرا بحالت خود واگذار ای ناصح از آنچه بی خبر استی تو من خبر دارم
💡 پرسیدم از خرد که چه گویم بوصف او گفتا مرا بحیرت دیرینه واگذار
💡 قصه خلافت را واگذار و بیغم شو از فدک مکن صحبت از فلک مقدم شود
💡 بر آرزوی خلق در خلد واگذار ما را نیاز کن به غم دلنواز خویش