فرهنگستان زبان و ادب
{calibrator} [قطعات و اجزای خودرو، علوم مهندسی، مهندسی بسپار] دستگاه تنظیم دقت یک وسیلۀ اندازه گیری ازطریق مقایسۀ آن با دستگاه های استاندارد
{calibrator} [قطعات و اجزای خودرو، علوم مهندسی، مهندسی بسپار] دستگاه تنظیم دقت یک وسیلۀ اندازه گیری ازطریق مقایسۀ آن با دستگاه های استاندارد
دستگاه تنظیم دقت یک وسیلۀ اندازهگیری ازطریق مقایسۀ آن با دستگاههای استاندارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به آب زندگانی چهره شوید تازه رخساری که چون صائب نواسنجی بود درباغ و بستانش
💡 آشفته عندلیبان بر گل همه نواسنج ما هم به مدح حیدر گشته غزلسرایان
💡 صائب ز نواسنجی ما غنچه شد آن شوخ هر چند که خندان شود از باد صبا گل
💡 های و هوییکه نواسنج خرابات دل است سر به هم کوفتن سبحهٔ زهاد مباد
💡 شود نازک تر از دل پرده گوش گران گل اگر بلبل نواسنجی کند در نوبهار دل