لغت نامه دهخدا
واسل. [ س ِ] ( ع ص ) راغب و تقرب جوینده به سوی خدا. قال لبید: «بلی کُل ذی دین الی اﷲ واسل ». ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). راغب به سوی خدای تعالی. ( ناظم الاطباء ). || واجب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
واسل. [ س ِ] ( ع ص ) راغب و تقرب جوینده به سوی خدا. قال لبید: «بلی کُل ذی دین الی اﷲ واسل ». ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). راغب به سوی خدای تعالی. ( ناظم الاطباء ). || واجب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
(س ) [ ع. ] (ص فا. ) توسل جوینده.
راغب و تقرب جوینده بسوی خدا راغب بسوی خدای تعالی.
واسل ( به فرانسوی: Vassel ) یک کمون در فرانسه است که در Canton of Vertaizon واقع شده است.
واسل ۲٫۹۵ کیلومترمربع مساحت و ۲۰۰ نفر جمعیت دارد و ۳۲۳ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
توسل جوینده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواهند ز فریاد یکی رسته ز فریاد واسلام ز زنهار یکی یافته زنهار کذا
💡 و سلم الی راحتی کأس راح لاسلو ببها من همومی واسلم
💡 این کانی را میتوان به فراوانی در: آلمان، چکواسلواکی، پرتغال، نروژ، سوئیس، مکزیک، سوئد و آفریقای جنوبی پیدا کرد. ترد است و برای تشخیص آن از کانیهای مشابه باید به تفاوت در سختی، چگالی، محلول بودن در اسیدها توجه کرد.
💡 بدان کوهی که کفر و دین واسلام بهم رستند همچون دانه وکاه
💡 سر پاکت جدا از خنجر کین تنت مجروح از ناب عواسل