لغت نامه دهخدا
وارس. [ رِ ] ( ع ص ) برگ زرد. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). برگ زرد شونده. ( آنندراج ).
وارس. [ رِ ]( پسوند ) در ترکیب ذیل وارس به معنی منش و «وار» است:شاه وارس به معنی شاه منش، شاه وار. ( یادداشت مؤلف ).
وارس. [ رِ ] ( ع ص ) برگ زرد. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). برگ زرد شونده. ( آنندراج ).
وارس. [ رِ ]( پسوند ) در ترکیب ذیل وارس به معنی منش و «وار» است:شاه وارس به معنی شاه منش، شاه وار. ( یادداشت مؤلف ).
برگ زرد برگ زرد شونده
وارس ( به فرانسوی: Varès ) یک کامین در فرانسه است که در Canton of Tonneins واقع شده است.
وارس ۱۶٫۷۹ کیلومترمربع مساحت و ۶۴۵ نفر جمعیت دارد و ۴۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
💡 ترا گوید که چون از مکر و شید نفس وارستی همی دار از پی آسایش جان زار و رنجانش
💡 باورش میآید از من دعوی وارستگی خود نمیداند که چون آورده در دامم هنوز
💡 دو دیده تا که دلم دیده در جمال تو بست ببست در تو دل و از غم جهان وارست
💡 دلش گردون توقیع است و بر عقل است دورانش سزاوارست اگر گردن نهد گردون گردانش
💡 ناگوارستم مزعفر بر سر خوان کسان زانکه اندر خوان خود آماده دارم سرکبا