هیاکل

لغت نامه دهخدا

هیاکل. [ هََ ک ِ ] ( ع اِ ) ج ِ هیکل. رجوع به هیکل شود.

فرهنگ معین

(هَ کِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ هیکل.

فرهنگ عمید

= هیکل

فرهنگ فارسی

جمع هیکل
جمع هیکل

ویکی واژه

جِ هیکل.

جمله سازی با هیاکل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شوی سرخوش از جام توحید و گوئی تخلصت من سجن تلک الهیاکل

💡 به بت‌شکن پدر ملت آن که صولت او هیاکل صنمی را ز سنگ داد زوال

💡 همچنین در کتاب هیاکل شیخ سهروردی نیز دلیلی بر همین معنی است. چه گفته است: بی شک خورشید است که به تمام اجرام نور می بخشد و نوری از چیزی نمی گیرد.

💡 زتو کامران قوابل زتو حل شده مشاکل زتو جنبش هیاکل زتو دانش جماجم

💡 خلیل الله آسا به تایید فطرت جز آیات فاطر مخوان زین هیاکل

💡 این هیاکل جمله قید جان تست این حقایق حاجب عینان تست

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز