فرهنگ فارسی
سرماخورده زکام شده.
سرماخورده زکام شده.
{weathered} [زمین شناسی] ویژگی کانی یا سنگی که دستخوش هوازدگی شده است
ویژگی کانی یا سنگی که دستخوش هوازدگی شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب تا سحر هوازدهٔ آرزوی تست گر غنچه را دماغ مشوش گرفته است
💡 خودسر هوازده را شرم رهنمون نشود تا به داغ پا ننهد شعلهسرنگون نشود