همگروه
مترادفها
همتیمی، همرزم
ویکی واژه
گروهی از افراد منتخب از میان یک جمعیت مشخص که دارای خصوصیت یا تجربۀ مشترک هستند.
جمله سازی با همگروه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دگر ره ندید آن سخن را شکوه به انکار خود دیدشان همگروه
💡 پس آنکه فرس راند بالای کوه تنی چند با او شده همگروه
💡 اکرفلت و همگروهیهایش این را پذیرفتند، اکرفلت برای این کار ناشر گروه را نیز متقاعد کرد: «من مجبور بودم تا حدودی دروغ بگویم، گفتم که ما میتوانیم این ضبط را خیلی زود به سرانجام برسانیم، و هزینهاش هم بیشتر از یک آلبوم معمولی نمیشود».
💡 یکی روز شاه جهان سوی کوه گذر کرد با چند کس همگروه
💡 گریزند زان مرد دانشپژوه گشایند لبها به بد همگروه
💡 همه همگروهه به یکسر زنند به یکبارگی بر سکندر زنند
💡 همکاری نزدیک و هماهنگ میان اعضای یک تیم، باعث میشود که هر همگروه بتواند وظایف خود را با بالاترین کیفیت ممکن و در کمترین زمان انجام دهد.
💡 در مسابقات ورزشی تیمی، ارتباط مستمر و درک متقابل میان هر همگروه برای پیروزی در میدان رقابت و اجرای استراتژی مربی بسیار کلیدی و تعیینکننده است.
💡 در پروژههای دانشگاهی، افراد باید بتوانند با هر همگروه خود به شکلی حرفهای برخورد کنند تا از بروز اختلافات شخصی و جلوگیری از آسیب به نتیجه کار جلوگیری شود.