همپایی
مترادفها
همراه، همقدم، رفیق
فرهنگستان زبان و ادب
{escort} [عمومی] همراهی کردن شخصی به منظور محافظت از او به وسیلۀ یک یا چند نفر
ویکی واژه
همراهی کردن شخصی بهمنظور محافظت از او بهوسیلۀ یک یا چند نفر.
جمله سازی با همپایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کاهلان سنگ ره گرمروان می گردند که زمین گیر شود آب ز همپایی سرو
💡 رباب این حال ازو هم چونکه دیدی به همپایی او دستی کشیدی
💡 در رقابتهای ورزشی سطح بالا، رسیدن به سطح همپایی با قهرمانان جهان نیازمند سالها تمرین سخت و رعایت دقیق برنامههای غذایی است.
💡 او تلاش زیادی کرد تا در زمینه دانش مدیریت، به همپایی با متخصصان برجسته این رشته برسد و جایگاه خود را تثبیت کند.
💡 در یک جامعه سالم، تلاش برای همپایی و برابری فرصتها برای همه شهروندان، یکی از اصول اساسی عدالت اجتماعی و پیشرفت است.