لغت نامه دهخدا
همرس. [ هََ رَ ] ( اِ ) درم و دینار. ( برهان ). برساخته دساتیر است. ( حواشی معین بر برهان ).
همرس. [ هََ رَ ] ( اِ ) درم و دینار. ( برهان ). برساخته دساتیر است. ( حواشی معین بر برهان ).
( ~. رَ ) (ص. ) هم آهنگ، یک جهت، متفاوت.
هماهنگ، یک جهت، متقارب.
هم آهنگ، یک جهت، متقارب
{concurrent} [ریاضی] ویژگی دو یا چند شیء هندسی، مانند خط و صفحه، که نقطۀ مشترک دارند
ویژگی دو یا چند شیء هندسی، مانند خط و صفحه، که نقطۀ مشترک دارند.
💡 بهطور معمولی، یک کارت هوشمند قانونی به یک گیرنده تلویزیون دیجیتال میزبان متصل است، که مجهز به نرمافزاری برای همرسانی کلید رمزگذاری شده ۶۴ بیتی «کلمه کنترل» بر روی شبکه رایانه ای، مانند اینترنت است. هنگامی که مشتری این کلید را دریافت کرد، میتواند محتوای رمزگذاری شده را رمزگشایی کند و گویی از کارت اشتراک خود استفاده میکنند.
💡 از زمان پیوستن دو متحد دیگر (استرالیا و نیوزیلند) به این اتحادیه اطلاعاتی در ۱۹۵۶ کشورهای دیگر نیز به عنوان «همکار شخص ثالث» به این اتحادیه پیوستهاند که اطلاعات خود را با فایو آیز همرسانی میکنند.
💡 استل در سال ۱۹۸۰ در همرسمیت در لندن غربی به دنیا آمد. او یکی از هشت فرزند خانواده از مادری سنگالی و پدری از اهالی گرنادا است. آهنگ آمریکن بوی از آلبومی که همراه با کانیه وست خوانده بود، در مارس ۲۰۰۸ به رتبهٔ یک در جدول تکآهنگهای بریتانیا رسید.
💡 گستره کاری این سازمان در چند سال گذشته، بیشتر شده و ماموریت امروز آن، شامل همرسانی علمی گسترده، همکنشپذیری سی۴ بین نیروی دریایی پنج ملت میشود تا تاثیرگذاری عملیات آنها را بیشتر کند.
💡 همزمان با برگزاری تجمع اعتراضی در بهبهان و همرسان شدن خبرها در شبکههای اجتماعی دسترسی به اینترنت در استان خوزستان با اختلال روبرو شد همچنین نتبلاکس در گزارشی از اختلال شدید اینترنت در پنجشنبه از ساعت ۱۰ شب در خوزستان خبر داد.