لغت نامه دهخدا
هم خو. [ هََ ] ( ص مرکب ) دو آفریده که دارای خوی و خلقی همانند باشند: اسب و خر را که یک جا بندند اگر هم بو نشوند هم خو میشوند. ( یادداشت مؤلف ).
هم خو. [ هََ ] ( ص مرکب ) دو آفریده که دارای خوی و خلقی همانند باشند: اسب و خر را که یک جا بندند اگر هم بو نشوند هم خو میشوند. ( یادداشت مؤلف ).
دو آفریده که دارای خوی و خلقی همانند باشند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرا خانه آباد و همخوابه دوست خدا را به رحمت نظر سوی اوست
💡 فراش ار حریر است و همخوابه حور منه پای بیرون خیر الامور
💡 ور نبود دلبر همخوابه پیش دست توان کرد در آغوش خویش
💡 همخوان تو گر خلیفه نام است چون از تو خورد ترا غلام است
💡 چو همخوابه گفت جوان را شنید یکی آه سرد از جگر برکشید