همجوار
مترادفها
مجاور، همسایه، نزدیک
متضادها
دور، بیگانه
لغت نامه دهخدا
هم جوار. [ هََ ج ِ / ج َ ] ( ص مرکب ) همسایه و هموطن. ( آنندراج ). مجاور: ممالک هم جوار؛ کشورهای همسایه. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
( ~. جَ ) [ فا - ع. ] (ص. ) همسایه.
فرهنگ عمید
همسایه.
فرهنگ فارسی
همسایه
جمله سازی با همجوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همجوار بودن اراضی کشت تریاک در افغانستان با خاک ایران تأثیر محسوسی بر میزان و آمار اعتیاد در ایران داشتهاست.
💡 اقیانوس منجمد جنوبی یا اقیانوس جنوبگان یا اقیانوس یخبسته جنوبی جنوبیترین اقیانوس زمین است. این اقیانوس که حول قطب جنوب قرار دارد با اقیانوسهای آرام و اطلس و اقیانوس هند همجوار است.
💡 لحظهٔ دیگر بگفت از همجوار سنگ میزانگیر و در نزد من آر