لغت نامه دهخدا
هم وطن. [ هََ وَ طَ ] ( ص مرکب ) هم میهن. دو تن که به یک کشور تعلق دارند.
هم وطن. [ هََ وَ طَ ] ( ص مرکب ) هم میهن. دو تن که به یک کشور تعلق دارند.
connazionale
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه آن هم وطن ماه و خور است این به خورشید ازل راهبر است
💡 داری به بلال حبشی سخت شباهت با او تو پسرخاله و یا هم وطن استی؟
💡 بغربت اندر اگر سیم و زر فراوانست هنوز هم وطن خویش و بیت احزان به
💡 از شوق تو دل خانه به دوش است وگر نه درکوی غم، آواره ما هم وطنی داشت
💡 چو ماه من سفری شد وطن نمی خواهم وطن چه چیز بود زیستن نمی خواهم